به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، شبکه کانونهای تفکر ایران در یازدهمین گزارهبرگ راهبردی خود (منتشر شده در اردیبهشت 1405) به بررسی ابعاد راهبردی رویدادی با عنوان «جنگ رمضان» پرداخته است. محور اصلی این گزارش، بررسی فرصتهای راهبردی برای تبدیل کردن ایران به قطب (هاب) امنیت غذایی در سطح منطقه است. این سند راهبردی تاکید میکند که در شرایط بروز تنش و احتمال اخلال در مسیرهای واردات دریایی، مصونسازی راهبردی زنجیره تامین غذا برای کشور امری حیاتی محسوب میشود.
چالشها و آسیبپذیریهای کنونی زنجیره تامین غذا
1- وابستگی ایران به واردات کالاهای اساسی بخش کشاورزی از نظر ارزش کل، در حدود 30 درصد ارزیابی شده است.
2- نقطه تمرکز و آسیبپذیری اصلی این واردات در زنجیره تامین روغن و طیور قرار دارد که میزان وابستگی ارزشی در آنها به بیش از 90 درصد میرسد.
3- بیش از 88 درصد از صادرات جهانی این اقلام راهبردی، در کنترل کشورهای متخاصم یا ناهمسو با ایران است.
این وضعیت باعث شده تا مسیر واردات کشور بسیار آسیبپذیر شده و تامین این کالاهای حیاتی به یک محدودیت بزرگ راهبردی تبدیل شود.
فرصتهای ژئوپلیتیک و اقتصادی پیشرو
با وقوع جنگ میان اوکراین و روسیه، کشور روسیه برای صادرات محصولات کشاورزی خود با محدودیت دسترسی به مسیرهای سنتی مواجه شد و در وضعیت حصر خشکی قرار گرفت. این اتفاق، یک پنجره فرصت بینظیر برای ایران باز کرده است تا با تکیه بر موقعیت جغرافیایی و زیرساختهای ترانزیتی خود، به گذرگاه اصلی کالاهای اساسی منطقه تبدیل شود. مفهوم «هاب شدن» در این راهبرد تنها به معنای مسیر عبور کالا نیست؛ بلکه ایجاد یک شبکه گسترده از تجارت، ترانزیت، فرآوری، صادرات مجدد و تولیدات مشترک کشاورزی با محوریت ایران است.
ظرفیتهای بالقوه اقتصادی ایران در این مسیر شامل موارد زیر است:
بازار هدف بسیار گستردهای معادل تقاضای 75 میلیون تن گندم و 91 میلیون تن کود در منطقه وجود دارد.
ایران دارای ظرفیت بالقوهای معادل 30 میلیون تن ترانزیت و نزدیک به 16 میلیون تن ظرفیت بدون استفاده در بخش آسیابانی و فرآوری غلات است.
تنها فعالسازی 10 میلیون تن از ظرفیت ترانزیت میتواند سالانه حدود 1.5 میلیارد دلار برای کشور درآمد ارزی به همراه داشته باشد.
انجام فرآوریهای یکمرحلهای روی غلات وارد شده از روسیه، حدود 1.3 میلیارد دلار ارزشافزوده خلق خواهد کرد.
راهکارهای سهگانه برای تحقق هاب امنیت غذایی
برای پیادهسازی این راهبرد کلان، توسعه همکاریها در سه محور اصلی پیشنهاد شده است:
1. تعمیق همکاریهای راهبردی با روسیه
روسیه یکی از بازیگران اصلی تولید غلات در جهان است و ظرفیت بالایی برای تامین کالاهای اساسی دارد.
پیشنهاد میشود واردات اقلامی نظیر ذرت (به عنوان نهاده اصلی طیور)، روغن آفتابگردان، گندم انسانی برای ذخایر راهبردی و گندم دامی از این کشور افزایش یابد.
با توجه به احتمال بروز اختلال در مسیرهایی نظیر کانال سوئز و تنگه هرمز، بخشی از نیاز غلات کشورهای حاشیه خلیج فارس میتواند پس از واردات از روسیه، از مسیر کریدور شمال-جنوب ایران تامین و صادر شود.
برای عبور از کندیهای موجود که ناشی از نبود اراده سیاسی منسجم است، باید سازوکاری متمرکز در سطح دولت (مانند ستادی با هدایت معاون اول رئیسجمهور) تشکیل شود.
2. تهاتر نفتی و تامین کالا از چین
با توجه به بروز اختلال در تراکنشهای ارزی از مسیر امارات، ایجاد کانالهای امن برای تامین کالا ضروری است.
چین یکی از بزرگترین واردکنندگان کالاهای اساسی است و نقش محوری در این بازار دارد.
بخشی از کالاهای اساسی کشور میتواند با استفاده از سازوکار تهاتر نفت با کالا و از طریق شرکتهای بزرگ چینی نظیر گروه کافکو (با ظرفیت واردات سالانه بیش از 90 میلیون تن) تامین شود.
برای جلوگیری از تضعیف بخش خصوصی داخلی، سهم این روش از تامین کالا باید محدود به 30 الی 50 درصد کل واردات باشد و اجرای آن نیازمند تسهیلگری نهادهای دولتی بالادستی است.
3. توسعه همهجانبه همکاری با پاکستان
پاکستان با تولید 53 میلیون تن غلات، 2.2 میلیون تن مرغ، بیش از 6 میلیون تن دانه روغنی و دسترسی مناسب به آبهای آزاد، پتانسیل بالایی برای پوشش خلاءهای تامین غذای ایران دارد.
در حوزه تجارت، پاکستان میتواند با کاهش زمان حمل بار (نسبت به برزیل و هند) بخش عمدهای از نیاز ایران به برنج و گوشت قرمز را تامین کند که برای این منظور کاهش حقوق گمرکی واردات از این کشور پیشنهاد میشود.
در حوزه تهاتر، ایران میتواند با صادرات گاز مایع و کود به پاکستان، در مقابل مواد غذایی دریافت کند که این امر نیاز به تسویههای ارزی را کاهش میدهد.
انتهای پیام/



