مریم قربانینیا نویسنده و منتقد سینما در یادداشتی درباره سریال «مرد سههزار چهره» به کارگردانی و نویسندگی مهران مدیری نوشت: یکی از امکانات طنز در سریالهای امروزی، بازی با خاطرهای است که مخاطب از آثار دیگر در ذهن دارد. «مرد سههزار چهره» نیز در بخشی از روایت خود سراغ چنین روشی رفته و با الگوی آشنای سریال پرمخاطب «خانه کاغذی» (Money Heist) شوخی کرده است، اما آنچه این ارجاع را تبدیل به شوخی میکند، صرفاً اشاره به یک سریال خارجی نیست، بلکه بومیسازی نشانههای آن است.
در «خانه کاغذی»، اعضای گروه با نام شهرهای مختلف جهان از جمله برلین، توکیو، نایروبی، استکهلم، دنور، ریو، مسکو، لیسبون و… شناخته میشوند و همین نامگذاری به یکی از عناصر شناختهشده آن مجموعه تبدیل شده است. «مرد سههزارچهره» این الگو را وارد فضای خودش میکند و به جای استفاده از نام شهرهای معروف جهان، از نشانیها و نقاط آشنای تهران مثل «فلکه صادقیه»، «سه راه افسریه» و… برای ساختن موقعیت طنز بهره میگیرد.
این تغییر کوچک و البته هوشمندانه، در واقع فاصله میان یک الگوی جهانی و جهان روزمره مخاطب ایرانی را به ابزار کمدی تبدیل میکند. چیزی که در یک اثر پلیسی جدی و پرتنش دیده شده است، اینجا در قالبی متفاوت و متناسب با فضای کمدی سریال بازتعریف میشود.
ارجاع فرهنگی زمانی در کمدی جواب میدهد که مخاطب بتواند اصل ارجاع را تشخیص دهد. اگر مخاطب «خانه کاغذی» را بشناسد، فاصله میان نامهای اصلی آن مجموعه و معادلهای ایرانیشده در «مرد سههزارچهره» برایش قابل مشاهده است و همین فاصله، بخشی از شوخی را میسازد.

اما نکته جالبتر این است که سریال برای این شوخی الزاماً نیازمند توضیح طولانی نیست. کافی است نشانهای آشنا در موقعیتی متفاوت قرار گیرد تا مخاطب ارتباط میان دو اثر را پیدا کند. در چنین شرایطی، بخشی از شوخی در ذهن تماشاگر کامل میشود.
این نوع ارجاع همچنین نشان میدهد که طنز تلویزیونی امروز تنها از تجربههای داخلی تغذیه نمیکند. سریالها و فیلمهای خارجی، شبکههای اجتماعی و فرهنگ تصویری جهانی، همگی بخشی از حافظه مشترک مخاطب شدهاند و میتوانند وارد ساختار یک اثر ایرانی شوند.
«مرد سههزار چهره» البته قرار نیست «خانه کاغذی» را بازسازی کند. ارجاع به آن بیشتر برای ساختن یک موقعیت کمیک استفاده میشود؛ موقعیتی که در آن، مخاطب با یک الگوی آشنا روبهرو میشود، اما نشانههای آن را در محیطی کاملاً متفاوت میبیند.
همین جابهجایی است که ارجاع را از تقلید جدا میکند. سریال از یک خاطره تصویری شناختهشده استفاده میکند، اما آن را با عناصر بومی و فضای داستان خودش ترکیب میکند.
در نهایت، این شیوه شوخی میتواند بخشی از زبان تازه «مرد سههزار چهره» باشد؛ زبانی که در کنار شخصیت قدیمی شصتچی، با نشانههایی از فرهنگ تصویری امروز نیز بازی میکند. شصتچی متعلق به دنیای قدیمی تلویزیون است، اما موقعیتهایی که امروز در آنها گرفتار میشود، میتوانند از حافظه تصویری مخاطب معاصر نیز تغذیه کنند.
انتهای پیام/



