یادداشت مهمان – ولی تیموری نائب رئیس انجمن علمی گردشگری ایران و مدیرکل دفتر مطالعات، آموزش و برنامه ریزی گردشگری: «هفته گردشگری امسال با پرسشی فراتر از کاربرد یک فناوری تازه همراه است: «دستور کار دیجیتال و هوش مصنوعی برای بازطراحی گردشگری» چگونه میتواند به بهبود واقعی این صنعت کمک کند؟ برای ایران، پاسخ به این پرسش باید از شرایط امروز آغاز شود؛ شرایطی که فعالان گردشگری میان آثار جنگ، وضعیت «نه جنگ و نه صلح» و امید به گشایش و بازیابی فعالیت میکنند.
عدم قطعیت، برای گردشگری مفهومی انتزاعی نیست. بر تصمیم گردشگر برای سفر، برنامهریزی بنگاهها، حفظ نیروی انسانی و اعتماد بازار اثر میگذارد. در چنین وضعیتی، نمیتوان همه تصمیمهای توسعهای را تا رسیدن به ثبات کامل به تعویق انداخت. باید همزمان دو کار را پیش برد: از توان فعالیت و تابآوری کسبوکارها و جوامع میزبان محافظت کرد و برای بازگشت تدریجی تقاضا، بازسازی اعتماد و عرضه تجربههای رقابتپذیر آماده شد. سرعت و شکل اجرای هر برنامه نیز باید با تغییر شرایط و واقعیت هر بازار سازگار باشد.
«سند راهبردی و عملیاتی بازآفرینی برند ملی و ارتقای رقابتپذیری گردشگری ایران در دوره گذار و پساجنگ» که اخیرا با اهتمام معاونت گردشگری وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی و با همین منطق تدوین شده است، بازیابی گردشگری را به افزایش شمار سفرها محدود نمیکند. بازسازی اعتماد، بازآفرینی تصویر مقصد، بهبود کیفیت تجربه و توسعه محصولات دارای مزیت را اجزای یک مسیر واحد میداند. سه خوشه محصول دارای مزیت رقابتی ایران، الف)گردشگری فرهنگی و تاریخی، ب)گردشگری طبیعتمحور و جامعهمحور، و ج)گردشگری پزشکی، سلامت و تندرستی میتوانند در کنار هم تصویری کاملتر از ایران بسازند؛ به شرط آنکه ظرفیتهای هر حوزه به خدمات و تجربههایی معتبر و قابل عرضه تبدیل شوند.
اینجاست که دستور کار دیجیتال و هوش مصنوعی معنای اجرایی پیدا میکند. امروز تصویر یک مقصد تنها از پیامهای رسمی ساخته نمیشود؛ آنچه گردشگران در جستوجوها، پلتفرمها، روایت دیگر مسافران و پاسخ دستیارهای هوش مصنوعی میبینند نیز بر شناخت و انتخاب آنان اثر دارد. اگر اطلاعات مقصد پراکنده، قدیمی یا نادرست باشد، تولید محتوای بیشتر بهتنهایی این مشکل را برطرف نمیکند. نخست باید بدانیم ایران در بازارهای هدف چگونه دیده میشود، گردشگران چه پرسشهایی دارند و فاصله میان تصویری که میبینند و تجربهای که میتوانیم ارائه کنیم چقدر است.
بر این اساس، کاربرد هوش مصنوعی را میتوان در یک چرخه عملی دنبال کرد: پایش برداشتها و پرسشهای بازار؛ ساماندهی اطلاعات مورد تائید و چندزبانه؛ کمک به تولید محتوا با نظارت و بازبینی عامل انسانی؛ متناسبکردن روایت با مخاطب و محصول؛ حفظ اعتبار و اصالت اطلاعات؛ و سنجش نتایج.
بازطراحی درگاهها و منابع اطلاعات گردشگری، دریافت منظم بازخورد گردشگران و ارزیابی دورهای تصویر برند میتواند پشتوانه این چرخه باشد.
با این حال، اعتماد به مقصد از پاسخ یک سامانه آغاز میشود، اما در همانجا به پایان نمیرسد. اطلاعات درست درباره دسترسی، خدمات و شرایط سفر ضروری است؛ همانقدر که کیفیت واقعی خدمت، رفتار حرفهای و روایت صادقانه از مقصد اهمیت دارد. هوش مصنوعی میتواند به گردشگر در شناخت و برنامهریزی سفر کمک کند، اما احساس رضایت را انسانها میسازند. مهماننوازی، گفتوگو با جامعه میزبان و شناخت فرهنگ و زندگی مردم، بخشی از ارزش گردشگری ایران است که باید در هر تحول دیجیتال حفظ و تقویت شود.
ازاینرو، آموزش و توانمندسازی باید همراه با بهکارگیری ابزارهای نو پیش برود. مدیران و کارشناسان ستادی و استانی، راهنمایان، فعالان بخش خصوصی و تولیدکنندگان محتوای مقصد به مهارتهایی مانند راستیآزمایی، استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی، حفاظت از داده، روایتگری فرهنگی و سنجش اثر نیاز دارند. جوامع محلی نیز باید در معرفی تجربههای خود نقش داشته باشند و از منافع آن بهرهمند شوند. فناوری زمانی به توسعه گردشگری کمک میکند که کیفیت کار و فرصت مشارکت انسانها را افزایش دهد.
گردشگری ایران در دورهای دشوار ایستاده است، اما این دوره میتواند زمان آمادهسازی برای آینده نیز باشد. اگر حفظ تابآوری امروز را با اجرای مرحلهای سند، همکاری بخش خصوصی و استانها، اطلاعات معتبر و آموزش نیروی انسانی پیوند دهیم، ابزارهای دیجیتال میتوانند به بازسازی اعتماد و ارتقای رقابتپذیری کمک کنند. معیار موفقیت، تنها حضور بیشتر ایران در فضای دیجیتال نیست؛ تجربهای است که گردشگر در واقعیت به دست میآورد و ارزشی است که این مسیر برای فعالان گردشگری و جوامع میزبان ایجاد میکند.»



