0

بازطراحی گردشگری در عصر هوش مصنوعی (۵): جایگاه انسان در عصر گردشگری الگوریتمی

  • کد خبر : 366601
  • ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۸
بازطراحی گردشگری در عصر هوش مصنوعی (۵): جایگاه انسان در عصر گردشگری الگوریتمی

اسدالله حقانی، فعال رسانه در یادداشتی نوشت: در تمام تغییراتی که در حوزه گردشگری در ارتباط با هوش مصنوعی رخ داده است، یک عنصر همچنان ثابت مانده است: انسان. گردشگر هنوز انسانی است که سفر می‌کند، تجربه می‌کند و خاطره می‌سازد. راهنما، مدیر مقصد، کارمند موزه، فعال محلی و بسیاری دیگر نیز همچنان انسان‌هایی هستند […]

اسدالله حقانی، فعال رسانه در یادداشتی نوشت: در تمام تغییراتی که در حوزه گردشگری در ارتباط با هوش مصنوعی رخ داده است، یک عنصر همچنان ثابت مانده است: انسان. گردشگر هنوز انسانی است که سفر می‌کند، تجربه می‌کند و خاطره می‌سازد. راهنما، مدیر مقصد، کارمند موزه، فعال محلی و بسیاری دیگر نیز همچنان انسان‌هایی هستند که باید با این فناوری جدید کار کنند.

بنابراین شاید پرسش درست دیگر این نباشد که آیا هوش مصنوعی جای انسان را می‌گیرد؟ پرسش دقیق‌تر این است که کدام بخش از کار گردشگری تغییر می‌کند و کدام مهارت‌های انسانی در این میان اهمیت بیشتری پیدا خواهند کرد؟

یکی از مهم‌ترین تغییراتی که هوش مصنوعی می‌تواند در تجربه سفر ایجاد کند، شخصی‌سازی است. تا همین امروز هم بسیاری از پلتفرم‌های گردشگری بر اساس رفتار کاربران پیشنهادهایی ارائه می‌کردند: اگر هتلی را جست‌وجو کرده‌اید، گزینه‌های مشابه را ببینید، اگر مقصدی را پسندیده‌اید، مقصدهای مشابه را هم بررسی کنید. اما هوش مصنوعی می‌تواند این فرایند را بسیار پیچیده‌تر و دقیق‌تر کند.

سیستم می‌تواند همزمان علایق، بودجه، زمان در دسترس، سابقه سفر، هدف از سفر، شرایط مقصد و مجموعه‌ای از داده‌های دیگر را کنار هم قرار دهد و برنامه‌ای پیشنهاد کند که تا حد زیادی برای همان فرد طراحی شده است.

در نتیجه، ممکن است دو گردشگر وارد یک شهر شوند، اما هوشواره برای یکی مسیر موزه‌ها، معماری و تاریخ را پیشنهاد دهد و برای دیگری غذا، طبیعت و تجربه‌های محلی را. این اتفاق از یک جهت تحول مهمی است. گردشگری از یک محصول نسبتا عمومی، به تجربه‌ای نزدیک‌تر می‌شود که می‌تواند برای هر فرد متفاوت باشد. اما درست همین‌جا یک پرسش جالب شکل می‌گیرد: آیا شخصی‌سازی بیش از حد می‌تواند خودِ مفهوم کشف را از سفر حذف کند؟

بخشی از جذابیت سفر در چیزهایی است که از قبل برنامه‌ریزی نکرده‌ایم. در یک کوچه که اتفاقی پیدا می‌کنیم، یک موزه کوچک که در برنامه‌مان نبوده، یک غذای محلی که کسی پیشنهاد داده یا گفت‌وگویی که اصلا انتظارش را نداشته‌ایم.

اگر الگوریتم دائماً تلاش کند بهترین گزینه را بر اساس آنچه از گذشته ما می‌داند انتخاب کند، ممکن است سفر هم مانند بسیاری از تجربه‌های دیجیتال، به محیطی بیش از حد شخصی‌سازی‌شده تبدیل شود و در این محیط ما کمتر غافلگیر می‌شویم. بنابراین چالش آینده فقط این نیست که هوشواره  بتواند سفر مناسب ما را پیدا کند؛ بلکه باید بتواند میان شخصی‌سازی و امکان کشف نیز تعادل برقرار کند.

این تغییر، پرسش مهم دیگری را درباره نیروی انسانی گردشگری ایجاد می‌کند. برای دهه‌ها، راهنمای گردشگری یکی از منابع اصلی اطلاعات گردشگر بود. امروز اما گردشگر می‌تواند پیش از رسیدن به مقصد، درباره تاریخ یک بنا، مسیر دسترسی، ساعات بازدید یا حتی پیشنهاد یک برنامه روزانه از اینترنت و ابزارهای هوش مصنوعی سوال کند. آیا این یعنی نقش راهنمای گردشگری کم‌رنگ خواهد شد؟ احتمالا نه؛ اما ماهیت این نقش تغییر خواهد کرد.

راهنمای گردشگری آینده شاید کمتر شبیه یک دایرهالمعارف متحرک باشد که قرار است تمام اطلاعات را در ذهن داشته باشد و بیشتر به یک مفسر، داستان‌گو، طراح تجربه و واسطه میان گردشگر و مقصد تبدیل شود.

هوشواره می‌تواند اطلاعات بدهد، اما یک راهنمای آگاه می‌تواند به گردشگر کمک کند آن اطلاعات را در زمینه درست قرار دهد، داستان یک بنا را روایت کند، میان تاریخ و زندگی امروز آن مکان ارتباط ایجاد کند و تجربه‌ای انسانی بسازد که صرفا از کنار هم قرارگرفتن چند داده به وجود نمی‌آید.

این مسئله درباره موزه‌ها و میراث فرهنگی نیز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. یک سامانه هوش مصنوعی می‌تواند درباره یک اثر تاریخی توضیح دهد، اما آیا می‌تواند جای تجربه انسانیِ گفت‌وگو با یک متخصص، شنیدن یک روایت محلی یا مواجهه با یک داستان شخصی را کاملا بگیرد؟

به همین دلیل، احتمالا یکی از مدل‌های مهم آینده، نه «انسان یا ماشین»، بلکه «انسان در کنار ماشین» خواهد بود. هوش مصنوعی می‌تواند حجم بزرگی از اطلاعات را پردازش کند، الگوها را پیدا کند و پیشنهاد بدهد، اما انسان باید بتواند خروجی آن را بررسی کند، خطا را تشخیص دهد، زمینه را بفهمد و در نهایت تصمیم بگیرد.

در چنین مدلی، مهارت‌های مورد نیاز نیروی انسانی گردشگری نیز تغییر می‌کنند. آشنایی با ابزارهای هوشواره، سواد داده، توانایی راستی‌آزمایی اطلاعات، تولید و مدیریت محتوای دیجیتال و شناخت محدودیت‌های هوش مصنوعی، در کنار مهارت‌هایی مانند ارتباط انسانی، داستان‌گویی، شناخت فرهنگی و توانایی طراحی تجربه، اهمیت بیشتری پیدا خواهند کرد.

به بیان ساده‌تر، در عصر هوش مصنوعی، ارزش یک متخصص گردشگری لزوما در این نیست که همه پاسخ‌ها را بداند، بلکه در این است که بداند کدام سوال را بپرسد، کدام پاسخ را باور کند و کدام پاسخ را دوباره بررسی کند.

این تغییر البته فقط به راهنمایان گردشگری محدود نمی‌شود. مدیران مقصد، کارکنان موزه‌ها، فعالان گردشگری محلی، بازاریابان و حتی سیاست‌گذاران نیز باید یاد بگیرند چگونه در کنار سیستم‌های هوشمند تصمیم بگیرند. در این میان، شاید مهم‌ترین مهارت آینده، توانایی تشخیص مرز میان «تصمیمی که می‌توان به ماشین سپرد» و «تصمیمی که همچنان به قضاوت انسانی نیاز دارد» باشد.

اما هرچه نقش هوش مصنوعی در این حوزه گسترده‌تر می‌شود، یک سوال اساسی‌تر شکل می‌گیرد: اگر هوش مصنوعی قرار است پیشنهاد بدهد، تحلیل کند و در تصمیم‌گیری نقش داشته باشد، چه کسی باید بر خودِ این سیستم‌ها نظارت کند؟ به عبارتی، باید پرسید مسئله قدرت و حکمرانی در گردشگری الگوریتمی به کجا خواهد رسید؟

انتهای پیام/

لینک کوتاه : https://asregardeshgari.com/?p=366601

ثبت نقد و بررسی:

مجموع دیدگاهها : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

نه − 6 =